|
رفتی و رفت با تو شوق ترانه از دل طول زمان بکاهد زین داغ تازه مشکل دوران همنشینی خوش بود با تو ای یار بی تو عجب خموش است این شهر و کوی و منزل عشقت به زندگانی بود آنچنان که گشتی از ظلم و جور دوران بر عاشقان تو غافل آن دم که با تو بگذشت سرشار از صفا بود روزی که بی تو سر شد بی لطف و پوچ و باطل کشتی عمر من را بودی تو ناخدا حال ... این زورق شکسته چون میرسد به ساحل؟ من بر هوس گرفتار تو مهربان و هشیار من بس اسیر احساس تو چاره ساز و عاقل من آتشی بلا خیز تو بحر ژرف و آرام من مست شور و عصیان تو باوقار و کامل یادت همیشه خوش باد نامت همیشه بر لب باشد مرا جمالت پیوسته در مقابل
ای کهنه می به مستی دیرینه ات قسم ای صاف تر ز آینه بر سینه ات قسم ای تک سوار عشق به صحرای همدلی سرمایه دار عمر به پیشنه ات قسم ای روشن از صفای دلت خانه ی دلم ای مایه ی نشاط بر آینه ات قسم ای یار از همیشه به پیشم عزیزتر بر حرمت دعای هر آدینه ات قسم ای بر مریض عشق تو تنها دوای درد ای یار من به یاری دیرینه ات قسم ای آیت و نشاط به بازار دوستی می خواهمت به قدمت گنجینه ات قسم
|
About![]()
من Archivesشهریور 1388تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
تک گل باغ آزروهام
دلنوشته های باران |